صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
23
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
قسمتى از سرزمين عراق محدود است و مساحت آن ، بين يك ميليون مايل مربع تا يك ميليون و سيصد هزار مايل مربع ( حدود دو ميليون كيلومتر مربع ) تخمين زده شده . ( 1 ) جزيرة العرب از جهت موقعيت جغرافيايى و طبيعى ، اهمّيّت به سزايى دارد . به اعتبار وضعيّت داخلى ، صحرا و شنزار از هر طرف آن را دربرگرفته است و به همين دليل ، جزيره به صورت حصارى بزرگ در آمده كه همواره دست بيگانگان و دشمنان از آن كوتاه بوده و نتوانستهاند نفوذ خود را در آنجا توسعه دهند و تسلّط يابند . بنابراين ، مىدانيم كه همهء مردم ساكن آنجا در تمام جهان از قديم با آزادى و آزادگى به سر برده ؛ هر چند همسايهء دو امپراطورى بزرگ ( روم و ايران ) بودهاند ؛ و اگر اين حصار بزرگ تسخيرناپذير نبود ؛ هرگز در برابر حمله و هجوم آن دو امپراطورى [ زورگو ] كارى از پيش نمىبردند . و اما به نسبت خارج ، آن شبه جزيره در ميان قارههاى معروف جهان قديم قرار دارد كه آب و خشكى آن را در بر مىگيرد : ناحيهء شمال غربى ، در ورودى قارهء آفريقا ، ناحيهء شمال شرقى ، كليد قارهء اروپا و ناحيهء شرقى ، درى هميشه گشوده بر روى عجم ، خاورميانهء پايين و تا هند و چين است . و هر قارهاى كه با جزيره ارتباط پيدا كند به دريا مىپيوندد و كشتىهاى كوچك و بزرگ در بندرهاى جزيره لنگر مىاندازند . پس بنابراين موقعيّت جغرافيايى ، شمال و جنوب جزيره ، مركز ورود و فرود مردم سرتاسر جهان و پايگاه بازرگانى ، فرهنگى ، ديانت و هنرهاى گوناگون است . ( 2 ) قوم عرب تاريخنگاران ، اين قوم را - بر حسب خاندان و نژادى كه از آنان منشعب شده - بر سه بخش ، تقسيم كردهاند : ( 3 ) 1 - عرب بائده ( فانى ، پايان يافته ، گذشته ، از ميان رفته ، منهدم شده ، مرده ، نابود شده ) : مردمى بسيار قديمى كه تا كنون تاريخ بر شناخت تفصيلى آنان دست نيافته است ؛ مانند : قوم عاد ، ثمود ، طسم ( طا - سين - ميم ) ، جديس ، عملاق و غيره . ( 4 ) 2 - عرب عاربه : عرب منشعب و جدا شده و با اصل و نژاد از تبار « يعرب پسر يشجب پسر